مرتضى راوندى
493
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مظاهرى چند از تمدن قرون وسطايى در شهرهاى ايران وضع گرمابهها بعد از اسلام از سرگذشت گرمابهها در دوران قبل از اسلام ، اطلاع زيادى در دست نيست . آنچه مسلم است در دورهء بعد از اسلام ، گرمابههاى عمومى ، يكى از ضروريات زندگى خلق در دهات و شهرستانها بود ، و بسيارى از مردم ، بامدادان قبل از طلوع آفتاب ( پگاه ) ، به قصد تطهير و غسل ، راهى حمام مىشدند . قبل از آنكه ساختن گرمابههاى خصوصى در منازل معمول شود ، مردم معمولا هفتهاى يكى دوبار براى نظافت و پاكيزگى و مشت و مال و رفع خستگى و اذالهء موهاى زايد و خود - آرايى و خضاب ، به گرمابههاى عمومى مىرفتند . اوحدى مراغهاى در وصف معشوقى كه هفت قلم آرايش كرده و از گرمابه باز مىگردد ، مىگويد : كرده هر هفت ، سر هفته و گرمابه زده * عرق و آب چكانش چو گلاب از رخ و موى حمامهاى ايران : در قرون گذشته ، بر خلاف امروز ، غالبا بنيانگذاران حمام ، به قصد سود - جويى به اين كار خير مبادرت نمىكردند بلكه ثروتمندان نيكانديش و موفق ، به قصد خيرات و مبرات ، به ساختن مدرسه ، حمام ، آبانبار ، رباط يا كاروانسرا و جز اينها دست مىزدند تا از اين راه خدمتى بمردم بكنند و نامى نيك از خود بيادگار گذارند . ظاهرا قديمترين حمامى كه در تاريخ ايران از خصوصيات آن سخن رفته است حمامى است كه به همت والاى ناصرخسرو قباديانى ، شاعر آزادانديش ايران ، ساخته شده است . بطوريكه از آثار البلاد قزوينى برمىآيد ، ناصرخسرو ، پس از آنكه در يمكان ( از بلاد بدخشان ) تحصن اختيار كرد ، بر آن شد كه در آنجا حمامى دقيق و اسرارآميز بسازد . امير ابو المؤيد كه خود اين حمام را ديده از شهرت و محاسن آن سخن مىگويد : « همهكس بلامانع مىتوانسته است ، بدون پرداخت حقى ، به آن داخل شود و استحمام كند و عجايب آن را از نزديك ببيند . در اين حمام ، آلات مخصوصى از سطل و طاس و گل و شانه و سنگپا يعنى هرچه مورد احتياج استحمامكننده بود ، وجود داشت ، و چون از حمام بيرون مىآمد ، براى او شربت گل و خوردنى كافى مىآوردند و از او و لو اينكه اصرار مىورزيد ، چيزى نمىستاندند ؛ چه آنجا اوقافى داشت كه در دست نبيرگان ناصرخسرو بود . « 1 »
--> ( 1 ) . ر ك : عباس اقبال ، « مقاله » ؛ به نقل از مجلهء يادگار . سال چهارم ، شمارهء 9 و 10 . ص 91 .